اشعار کوتاه عاشقانه

لحظه دیدار نزدیک است 
باز من دیوانه ام، مستم 

باز می لرزد، دلم، دستم 
باز گویی در جهان دیگری هستم 

 

های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های ! نپریشی صفای زلفم را، دست
آبرویم را نریزی،دل
– ای نخورده مست –
لحظه دیدار نزدیک است
/ 0 نظر / 15 بازدید