مے گویند پرخاشگر شده ام!  نـــــــــــه ،

فقط هرڪس ڪ ِ لحظه ای یاد تـ را از ذهنم بگیرد

گیرم با یڪ عطسه ی معمولے

نمے توانم سر بـ ِ تنش بگذارم!

می گویند خواب ندارم  نــــــــه(!)

فقط منتظر تـو ام

مے ترسم چشم روی هم بگذارم و بیایے!  چیزیم نیســت ... !

دَر عوض ، موسیقے آرام گوش مے دهم!

قُرص هایم را دوبرابر مے خورم!

و رگ خوابت را نَوازش مے کنم!

اصلا ً اتفاق عجیبے نیفتاده!

فقط انگار سرم بلایے دارد مے آید



تاريخ : ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ | ٢:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مـــریـــم | نظرات ()
  • سامان | اخبار